پروردگارا

در جوار حسن خلق ات

از هرچه غیر تو 

اخلاق می نامند

بیزارم.

پروردگارا

ازآسمان ها

صدای خنده ات را شنیدم

میان این همه اخمی که غیر تو بر من روا داشته است.

پروردگارا

شبها

 زهرعقل مستم می کند 

پیاله ی کلامت

تشنگی خمرم را فرو می نشاند.

پروردگارا

آتشی در دلم افروختی

با هر تپیدن

سرخی ات

زردی ام را تبخیرمی کند

پروردگارا

فراخی  کهکشان ها

از نظر بر من غبار

غافل ات نساخت

پروردگارا

میان این همه صدا

از آغاز تا ابدیت

هنوز مرا می شنوی

معجزه دیگر چه باید باشد

پروردگارا

میجوشم

رسیده ام

بفرما

یک پیمانه