Love Me Tender

Love me tender,
Love me sweet,
Never let me go.
You have made my life complete,
And I love you so.

Love me tender,
Love me true,
All my dreams fulfilled.
For my darlin I love you,
And I always will.

Love me tender,
Love me long,
Take me to your heart.
For it's there that I belong,
And well never part.

Love me tender,
Love me dear,
Tell me you are mine.
Ill be yours through all the years,
Till the end of time.

when at last my dreams come true
Darling this I know
Happiness will follow you
Everywhere you go

 

دوستم بدار لطیف

دوستم بدار لطیف ،

دوستم بدار شیرین

هرگز  مگذار بروم.

تو زندگی ام را تمام کرده ای ،

و من دوست ات دارم بسیار.

دوستم داشته باش ظریف ،

عاشقم  باش صادقانه ،

و تمام روئیاهایم به حقیقت پیوست.

بخاطر خودم من تو را دوست دارم ،

و من همیشه خواهم داشت.

ظریف دوستم داشته باش ،

دوستم بدار طولانی ،

منو به قلب ات بپذیر.

برای اینکه آن جائی است که به من تعلق دارد ،

و هیچ جای دیگر کامل نیست

دوستم داشته باش ظریف ،

دوستم بدار عزیزم ،

به من بگو مال من هستی.

من متعلق بهو خواهم بود در خلال همه سالها ،

تا انتهای زمان.

وقتی در آخرین رویاهایم تحقق یابد

این را  می دانم عزیزم

خوشبختی تو را دنبال کنید

به هرجا یی که  بروی

 

 

لینک ترانه

 

 

شناسنامه

ترانه و آواز : الویس پریسلی ، ورا ماتسون

سال ساخت :١٩۵۶

سبک : جاز

 

پسا نویشت :

فیلم های سیاه و سفید را همیشه دوست داشتم. اصلن دوره ای که آدم ها یا سیاه بودند یا سفید رو خیلی دوست دارم. الویس را روی صفحه ی گرامافون یه تارک الدنیا شناختم. وسط بوی سیگار مونتانا و تریاکی که از اتاق به اصطلاح مطالعه ی رفیق مرده به مشام می رسید. با اون صدای جادویی و آرامش بخش اش. یادمه درست وقتی بود که تازه کافکا و صادق هدایت و استفراغ سارتررو پایین داده بودم. روزهایی که حتی سیاهی بادمجون منو یاد شعر زمستان اخوان ثالث و ترانه زمستون مازیار می انداخت. زمانی بود که خوب بودم حالی می کردم با خودم گوشم هرچیزی رو نمی شنید و چشم هام کمتر هرچیزی رو می دیدند. با دو تا سیلی همفری بوگارت تو شاهین مالت هیجان زده و با ساعات نا امیدی ویلیام وایلر غمگین .  اورسن ولز هنوز کنار سورتمه ی بچگی اش  با حالتی افسرده میخواد تو انتخابات ایالتی پیروز بشه و این جان وینه که با بیماری سرطان به یک شهر کوچیک پناه آورده.حتی صدای دوبلور جان وین هم آرامش بخشه.برای اینکه الیا کازان اصالتن یک ترک هسدش به ترکیه حسودیم میشه و برام خنده داره وقتی با خواهرم نشستیم و سکانس گریه شکیبایی در فیلم پری مهرجویی را می بینیم  زن دایی هم داره گریه میکنه. این خانه سیاه است فروغ رو توی انباری خونه ی مجید می بینیم و شنبه و یکشنبه و مهر و آذرو ایمانی که به همه فصل ها آورده ام....

کاش هنوز دنیا سیاه و سفید بود. کاش هنوز هم حالم خوب بود. ویتو کورلئونه توی کافه نشسته و من هنوز به شجاعتش حسودیم میشه. توی زندگی همیشه به آدم هایی که با خودشون رو راست بودند حسودیم میشده و جانی بیچاره که سوراخ سوراخ میشه.

قهرمان های من همیشه سوار الدزوموبیل یا کادیلاک بوده اند . حتی وقتی که برای اولین بار گوست داگ رو دیدم بیشتر به این ایمان آوردم . چه شب هایی که با دوباره و سه باره دیدن سه گانه لئونه به صبح نرسیده.. ایست وود رو همیشه بخاطر گذشتن از بیابون و سماجت اش و اون دیالوگ های بیل و اسلحه تحسین کردم.همیشه فک می کنم دنیا تا ابد به جیمز دین و براندو نیاز خواهد داشت.اصلن همیشه صورت آدم های شورشی رو دوست داشتم.

کاش دنیا اینقدر رنگی نبود. کاش آدمها رو راحت تر می شد شناخت.