مارلین دیتریش(1963)

If You Go Away
If you go away, on this summers day
Then you might as well take the sun away
All the birds that flew in the summer sky
When our love was new and our hearts were high
When the day was young and the night was long
And the moon stood still for the night birds' song
If you go away, if you go away, if you go away
But if you stay, I'll make you a day
Like no day has been or will be again
We'll sail the sun, we'll ride on the rain
We'll talk to the trees and worship the wind
Then if you go, I'll understand
Leave me just enough love to hold in my hand
If you go away, if you go away, if you go away

If you go away, as I know you will
You must tell the world to stop turning till

You return again, if you ever do
For what good is love without loving you
Can I tell you now as you turn to go
I'll be dying slowly till the next hello
If you go away, if you go away, if you go away

But if you stay I'll make you a night
Like no night has been or will be again
I'll sail on your smile, I'll ride on your touch
I'll talk to your eyes that I love so much
But if you go I won't cry
Though the good is gone from the word goodbye
If you go away, if you go away, if you go away

If you go away as I know you must
There'll be nothing left in the world to trust
Just an empty room full of empty space
Like the empty look I see on your face
I'd have been the shadow of your dog
If I thought it might have kept me by your side
If you go away, if you go away, if you go away

 

اگر تو بروی

اگر تو در این روز تابستانی  بروی,

که شاید خورشید را هم با خود ببری,

و تمامی پرندگانی را که در آسمان تابستان پرواز می کردند,

و عشق تازه ی ما و قلب هایمان  را که در اوج بودند,

وقتی که روز جوان بود و شب طولانی

و ماه بخاطر آواز پرندگان شب, ثابت می ایستاد.

 

اگر تو بروی, دور شوی, دور شوی ...

 

اما اگر تو بمانی

روزی را برایت خواهم ساخت

که شبیه اش تاکنون نبوده

و شاید دیگر نخواهد بود.

ما در آفتاب خواهیم راند.

ما در باران خواهیم تاخت.

و با درختان حرف خواهیم زد.

و باد را پرستش خواهیم  نمود.

 

اما اگر تو بروی من درک خواهم کرد.

پس به قدر پرکردن دستانم برایم عشق بگذار.

 

اگر تو بروی, دور شوی, دور شوی ...

 

اگر تو بروی , که من میدانم باید بروی,

دیگر چیزی در دنیا برای اعتماد کردن باقی نخواهد ماند.

تنها اطاقی تهی, پر از فضای خالی!

مانند آن نگاه تهی که در چهره ات می بینم.

آیا اکنون که پشت می کنی, می توان به تو بگویم

که تا سلام بعدی ذره ذره خواهم مرد؟

 

اگر تو بروی, دور شوی, دور شوی ...

 

اما اگر تو بمانی شبی برایت خواهم ساخت

که شبیه اش تاکنون نبوده

و شاید دیگر نخواهد بود.

من بر روی لبخندت خواهم راند.

با لمس کردنت خواهم تاخت.

و با چشمانت خواهم گفت

که چقدر دوستت دارم.

 

اما اگر تو بروی

من بخاطر نیکی که از جهان رخت بر بسته است,

گریه نخواهم کرد.

خدا نگهدار!

 

ولی اگر تو بروی...

 

 

لینک ترانه (با صدای سیناترا)

 

 

شناسنامه

 

 اصل ترانه را ژاک برل (1959) به زبان فرانسه سروده است و راد مک کوئن به زبان انگلیسی برگردانده است .  ژانر این ترانه پاپ است و آوازخوان های بسیاری این ترانه را اجرا کرده اند از جمله:

اولین اجرای این ترانه توسط خانم سیمونه لانگلو بوده و دیگران همچون بابارا(فرانسوی) - فرانک سیناترا- تام جونز - براندا لی - شرلی بسی -فرهاد مهراد(ایرانی) - داستی اسپرینگفیلد و ...باز خوانی کرده اند.

جالب اینجاست این ترانه به 20 زبان مختلف نیز برگردانده شده است. عربی راماجده رومی،آلمانی را مارلین دیتریش ، ترکی را زکی مورن و افریقایی  را لوریکا رووش خوانده اند...

 

 

 

 

پسا نویشت :

عاجزانه می خواهم برای دختری مبتلا به canser دعا کنید.