careless whispers

I feel so unsure
As I take your hand, and lead you to the dance floor
As the music dies
Something in your eyes
Calls to mind a silver screen
And all its sad goodbyes

[Chorus]
I'm never gonna dance again
Guilty feet have got no rhythm
Though it's easy to pretend
I know you're not a fool
I should have known better, than to cheat a friend
And waste a chance, that I'd been given
So I'm never gonna dance again
The way I danced with you - ooh…

Time can never mend
The careless whispers, of a good friend
To the heart and mind
Ignorance is kind
There's no comfort in the truth
Pain is the whole you find

[Chorus]
And I'm never gonna dance again
Guilty feet have got no rhythm
Though it's easy to pretend
I know you're not a fool
I should have known better, than to cheat a friend (should have known better - yeah)
And waste a chance, that I'd been given
So I'm never gonna dance again
The way I danced with you, ooh…

Never without your love…

Tonight the music seems so loud
I wish that we could lose this crowd
Maybe, it's better in this way
We'd hurt each other, with the things we want to say

We could have been so good together
We could have lived, this dance forever
But now, who's gonna dance with me?
Please stay

[Chorus]
And I'm never gonna dance again
Guilty feet have got no rhythm
Though it's easy to pretend
I know you're not a fool
I should have known better, than to cheat a friend
And waste a chance, that I'd been given
So I'm never gonna dance again
The way I danced with you - ooh…

(Now that you're gone…) now that you're gone
(Now that you're gone…) was what I did so wrong - so wrong?
That you had, to leave me alone

 

زمزمه بی دقت

بسیار نا مطمئنم

زمانی که موسیقی خاموش می شود

چیزی در درون چشمانت

یادآور پرده نقره ای اشک است

و همه آن خدا حافظی های غم انگیز

گام های گناهکار موزون نیستند

فکر کردم تظاهر کردن آسان است

می دانم نادان نیستی

نباید بیشتر از این یک دوست را بفریبم

و فرصتی را که بدست آورده بودم هدر بدهم

زمان نجوای بی پروای یک دوست خوب را تکرار نمی کند

اگر برای فکر و قلب

پاسخ تو مهربانی ست

در حقیقت آسودگی نیست

و هر آنچه می یابی درد است

بدون عشق تو چه هستم

امشب صدای موسیقی خیلی بلند به نظر میرسد

کاش از این سر و صدا خلاص میشدیم

شاید این طوری بهتر باشد

با چیزهای که میخواهیم بگوییم یکدیگر را آزردیم

میتوانستیم با هم خیلی خوب باشیم

میتوانستیم برای همیشه چنین باشیم

اما حالا چه کسی میخواهد با من برقصد

خواهش میکنم بمان

و اکنون هیچ گاه آن گونه نخواهد بود

حالا که تو رفته ای

حالا که تو رفته ای

حالا که تو رفته ای

آیا کاری که کردم خیلی خطا بود

آنقدر که باید مرا تنها میگذاشتی؟

 

 

 

 

 

لینک ترانه

 

 

 

 

 


شناسنامه ترانه

جرج مایکل خواننده انگلیسی یونانی تباری است که چهل و هفت سالگی اش را با بردوش کشیدن عنوانی بسیار پرو سرو صدا پشت سر می گذارد. هم جنس گرا !-اگرچه در دنیای کنونی سیرافکار  نو ، سلوک تازه  و تفاسیر جدید از زندگی آنقدر متنوع است که مخالفت  با هر کدام نوعی مقابله با آزادی های فردی تلقی می شود اما بسیاری از عناوین و شهرت ها هنوز غیر قابل درک و تفسیر اند. حال اینجا روشن نیست که آیا او وام دار رفتار هموطن نویسنده اش اسکار وایلد است یا مثل بقیه نویسنده های اروپایی  از قبیل ژان ژنه و آندره ژید حسی عجیب نسبت به هم جنسان خود دارد.

جنجال آفرینی های او اگرچه با ماجرای تجاوز او در یکی ازتوالت های عمومی لوس آنجلس  ، دستگیری ها بخاطر حمل مواد مخدر ،اعتراض اش به جنگ عراق  و تشبیه تونی بلر به سگ جرج بوش به اوج خود رسید اما بردن جوایز گرمی ،صفحه پلاتین وامریکن میوزیک  اوارد محبوبیت او را بیش از پیش افزایش داده است.

 بهتر است که ما به هنر او بیشتر توجه کنیم. قریب به 30 سال فعالیت در زمینه موسیقی برای یک ستاره موسیقی پاپ که همیشه در اوج باشد چیزی ساده ای نیست. ستاره ای که اگر چه هم عصر ستارگان بزرگی است اما نه مثل پرینس اهل غلو است نه مثل مدونا اهل چروکیده گی و نه شبیه مایکل جکسون اهل مردن!

او تا کنون 8 آلبوم منتشر کرده است.سبک انتقادی و تند تیز وی همراه با رک بودن بیش از حد عرف جامعه از او چهره ای پرطرفدار نزد جوانان و افراد متوسط جامعه ساخته است.

جالب اینجاست که او خود از حامیان مبارزه با بیماری ایدز است.

ترانه زمزمه های بی دقت را او در 1985 زمانی که در گروه هام بود ساخته است. نام آلبوم  این ترانه- بزرگ اش کن! - است.

 

 

 

پسا نویشت


کامجویان را ز ناکامــــی چشیدن چاره نیـست

بر زمســــــتان صـــــبر باید طالـــب نـــوروز را

عاقلان خوشه چین از ســـــر لیلی غافــل اند

این کرامت نیست جز مجنون خرمن ســـوز را

عاشقان دین و دنیاباز را خاصــــیتــی اســـت

کان نباشد زاهـــدان مــال و جـــاه انــــدوز را


سعدی - غزلیات