منم من !

پسر پدر خاک

نواده کتاب کریم و کلام رحیم

چرغ راه و کشتی نجات

نشناختید ؟

باشد !

منم!

تاجرِ کافَرِ قدرت طلبِ عرب

حسینم!

حرامِ حریمِ حرم

سوار خاک آلود محرم

دوباره  آمده ام

 خون خواهِ  خون ریـــز

تَشنه گان خون!

کو پیاله ها  تان؟

بیایید  سهم خونتان را بستانید!

بنوشید و سرمست

دوباره

برای هر غلطی بیمه بمانید

مثل مسیح ، سیاوش

منم  !

سربریده

بی کفن برنیزه

یا خندان

میان غذا و شراب

در تشت طلا

هراس انگیز

درد آلود تلخ

آمده ام

همراه مثنوی خرافه ها اشک ها

بگریید

جامه درانید

بیشتر از پیش

مسجد  نذری می دهد