و خواجه بزرگ رو ی بحسنک کرد

و گفت : خواجه چون می باشد و روزگار چگونه می گذرد ؟

 گفت : جای شکر است.

خواجه گفت :

دل شکسته نباید داشت که چنین حالها مردان را پیش اید ، فرمان برداری باید نمود بهرچه خداوند فرماید، که تا جان در تن است امید صد هزار راحت است و فرج است.

بوسهل را طاقت برسید.گفت:

خداوند را کرا کند که با چنین سگ قرمطی که بردار خواهند کرد بفرمان امیر المومنین چنین گفتن ؟

خواجه بخشم در بوسهل نگریست.

 حسنک گفت :

سگ ندانم که بوده است خاندان من  و آنچه مرا بوده است از آلت و حشمت و نعمت جهانیان دانند. جهان خوردم و کارها راندم و عاقبت کار آدمی مرگ است ، اگر امروز اجل رسیده است کس باز نتواند داشت بردار کشند یا جز دار، که بزرگتر از حسین علی نیم. این خواجه که مرا این میگوید مرا شعر گفته است و بر در سرای من ایستاده است. اما حدیث قرمطی به ازین باید، که او را بازداشتند بدین تهمت نه مرا ، و خواست شد .

 احمق مردا که دل درین جهان بندد! که نعمتی بدهد و زشت باز ستاند.


 

 

بیهقی و تاریخ : 

ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی. تولد سال385 ه ق. در 15 سالگی به نیشابور آمد. در 27 سالگی  کمک دبیر دیوان رسالت به رئیسی بونصر مشکان شد. 19 سال شاگرد او بود 9 سال در حکومت محمود و 10 سال در حکومت مسعود غزنوی. بعد از فوت  بونصر مشکان او خواست استعفا بدهد چون از بوسهل زوزنی می ترسید . اما مسعود او را اطمینان داد که به وی گزندی نرسد.

دبیر سلطان محمد بنیابت  ابو نصر مشکان دبیر  دو پسر محمود غزنوی و دبیر سلطان فرخزاد

کتب : زینه الکتاب تاریخ ناصری از اول ایام سبکتکین(پدرمحمود) تا اول ایام سلطان ابراهیم روز به روز بالغ بر 30 مجلد هر کدام در جایی فعلا فقط 6 جلد آن وجو دارد بقیه متفرق.

وظیفه تاریخ نویس. نوشتن واجبات تاریخی است. صداقت - اطلاع از اوضاع کنجکاوری و جستجو هنر خوب زیبا نوشتن

اگرچه در اقاصیص از تاریخ دور است چه در تواریخ چنان میخوانند که فلان پادشاه فلان سالار را بجنگ فرستاد و فلان روز چنگ یا صلح کردند و این انرا بزد و برین گذشتند اما من آنچه واجب است بجاری آرم.

نظر استاد ملک الشعرای بهار : او از 63 سالگی شروع به نوشتن کتابش کرده و  خوش اقبالی او شاگردی 19 ساله پیش ابونصر مشکان بوده است.

بوسهل حمدوی : وزیر محمد غزنوی 7  ماه وزارت کرد.

قرمطیان :  فرقه ای شیعه که  به آن سبعیه هم گفتند. قرمط رئیس آنها از فرقه باطنیه بود.

بوسهل زوزنی : محمد ابن حسن زوزنی عارض سلطان مسعود.(عریضه نویس)-رئیس دیوان عرض سلطان مسعود-لشکر نویس سالار مسئول سان سپاه-وزیر لشگر

حسنک : ابوعلی  حسن بن محمد میکال  - منشی فاضل وزیر سلطان محمود- از  خاندان میکائیلیان نیشابور در سالهای  آخر حکومت محمود او بجای  احمد ابن حسن میمندی  بوزارت گمارده شد.او ریاست نیشابور را نیز داشت.