آقای بازیگر خانم روسپی

خانم بازیگر آقای روسپی

در جغرافی شهرت خانه ای دیگر تصرف شد.

تاریخ محبوبیت به نثر شماست.

از هر زن بیوه و مرد زن مرده ای داناتر به  علوم طبیعی خود هستی.

گاهی فرشته ای پاک ، علف سبز صلح در دهان

و گاهی طبل جنگ را بر شکمت حمل ، تمام شهوت زمین را طلب می کنی

آنچه می کنی تن فروشان را در نظر قدیسه هایی مقرب نزد خدا ساخته است.

 زیر هر پرچمی یافت می شوی 

سیاه و سفید، سرخ و سبز ،هر لحظه به رنگی  طبق اعلام هواشناسی

 خنده و  گریه  بنا به جهت وزش مصلحت اجتماعی

عزرائیل با  نژاد شما غریبه

راز طول عمرتان همین است.

آقای بازیگر خانم روسپی

خانم بازیگر آقای روسپی

عروسک خیمه شب بازی !

باد شدی و اوج گرفتی

بالا تر و بالاتر

ولی بادبادکی بیش نیستی

بیشتر وقت ها از سر بی حوصلگی نخ بادبادک رها می شود.