تو تو ی کوچک روی درخت گلابی نشسته است .

مامان اده دارد  به جوجه ها غذا می دهد.

مامانی گفته می خواهد جوجه ها را به عمه طیبه بدهد .

من گفته ام : نه.

باباجون آقا دارد باز پای کامپیوترفوتبال بازی می کند. فکر می کنم او و منچستر یونایتد امسال قهرمان شوند. بابا کارهای بد دیگه ای هم می کند . دائم ماشین اش را می شورد .  وقتی هم شروع به نوشتن می کند دائم خانه را مرتب می کند . من را تازه از جیش گرفته اند . مامان اده می گوید : خوشگلم هر وقت جیش داشتی بگو جیش.

من هم وقتی جیش می کنم می گویم جیش. بابا جون آقا می گوید : عیبی ندارد . مبادا قناری  من رو دعوا کنی. بیچاره مامان اده هر شب دو سه مرتبه مرا سرپا می کند.

از دیشب دارد باران می آید.

بابا جون آقا می گوید : تو تو ها پرواز کرده اند رفته اند به آسمون .

الکی می گوید . مامانی و گوهر چاقه گفتند : توتو هارا گربه خورده.

این یکی دیگر از اخلاق بد بابا جون آقاست.

شب ها به کله اش سیر می مالد تا شاید موهایش کمتر بریزد. اثری ندارد.

جالب است . او دیشب به یکی توی تلویزیون می گفت : خر کل آقا !

دنیای عجیبی است. بابا جون آقا شلخته هم هست . بقول مامان اده  مثل بچه هاست . ولی من می دونم که او اصلا شبیه من نیست.

اما  باباجون آقای من یک اخلاق خوب دارد

بابا جون آقا ما  و مامان اده  ما را زیاد می بوسد.

بابا جون آقا ی ما می گوید :

بوسیدن فرشته ها ثواب دارد مادر جان

بابا چاخانی است که لنگه ندارد. وقتی می خواهد چیزی را از کسی بگیرد خودش را مثل پیشی لوس می کند

وقتی کنار هم دراز می کشیم و کارتون می بینیم به من خیره می شود. مرا می بوسد . نمی گذارد جوجو بخورم و کارتون ببینم. تازه یکدفعه می گوید:

قشنگم می دونی چقدر دوست ات دارم ؟ میدونی عشق منی؟

من هم همان چیزی را که بلدم می گویم :

نه!

باباجون آقا می خنددمامان اده می گوید :عجب ات!