شاید آن چه بیشتر از شیوه روایی داستان یک خطی فیلم«21 گرم » ، نحوه تدوین  و حتی بازی های  درخشان بازیگرانی چون شان پن ، نائومی واتس  و بنیچو دل تورو در فیلم  به چشم می آید ، توجه داستان  به این مطلب باشد  که فاصله بین مفاهیمی نسبی همچون  غم و شادی و خوشبختی وبدبختی,چقدرمی تواند کم  و از بعد زمان کوتاه باشد. عباراتی چون  کوچک بودن دنیا ،ارزش زندگی  و  یا بی ثباتی و بی ارزشی آن در فرهنگ عامه همیشه شنیده  شده  است ، اما آن چیزی که معمولاً فراموش میشود خوب دیدن  و لمس و حس هر کدام از وقایع  و افرادی  است که با آنها در ارتباط ایم.شاید اندک آدمهایی وجود داشته باشند  که در طول زندگی خود به درک درستی از اشیاء ، آدم ها و وقایع اطرافشان برسند. روز مرگی بیمار ی شایع دوران ماست . بسیاری از اتفاقات دردناک زندگی  اکثر مواقع آنچنان بیرحمانه است که گویی هیچ تخفیفی برای آنها درنظر گرفته نشده است. سریع و پیش بینی نشده ساده و مشابه هم ، شاید بهترین توصیفی است که بتوان از اینگونه حوادث بیان کرد. جایی نائومی واتس بازیگر فیلم بیان کرده که ارتباط بین سه انسان صرفاً بخاطر یک تصادف دردناک اتوموبیل نیست بلکه عظمت و هیبت خدا ست که در یک حادثه به رخ کشیده می شود. بحث قضا و قدر نیز در فیلم  مورد اشاره قرار گرفته  است دیالوگ های رد و بدل شده بین جک و دوست کشیش اش  در مورد رابطه مسیح (خدا) با وقایعی که برای  او رخ داده جالب توجه اند.

جک - عیسی به من خیانت کرد.

کشیش - بس کن و گرنه میری جهنم

جک-جهنم؟اینجا جهنمه.

کشیش-داری روح خودت رو لعنت می کنی

همین الان خفه شوو از عیسی طلب بخشش کن

جک - طلب بخشش؟هرکاری که از من خواست کردم عوض شدم زندگیم رو وقفش کردم اما اون به من خیانت کرداون وانت لعنتی رو بهم دادتا بتونم خواسته اش رو انجام بدم کاری کرد تا اون مَرد و بچه هاش رو بکشم اما بهم قدرت موندن و نجات دادنشون رو نداد.

کشیش -اینقدر کفر نگو حرومزاده !به مسیح هیچ ربطی نداشت.

جک- خدا حتی از حرکت یک تار مو خبر داره. خودت یادم دادی!

وجه دیگر داستان اشارات مختلف به مسئله عشق است . حرفهای کریستینا (نائومی واتس) در ابتدای فیلم ، رابطه عاشقانه همسر جک گوردن(بنیچو دل تورو) با وی، اشاره های فیلم به مسیح به عنوان یک دوست از  انجیل  و حتی نقل قول  پل ریورز (شان پن) از شاعر ونزوئلایی در مورد چرخش زمین و این که چطور دو نفر انسان از دو جای مختلف به هم می رسند. 

 البته رابطه  پل ریورز(شان پن) با همسرش و اسرار او برای داشتن بچه  در دوران بیماری و عشق او به کریستینا پس از پیوند قلب همسر وی  خیلی  توجیح پذیرنظر نمی رسد. عشق پل به کریستینا  بخاطر احساس دین او به وی و بی توجهی به همسری که  در دوران بیماری  کنارش بوده  کمی دور از انصاف است.

عنوان فیلم که برگرفته از تحقیقات یک پزشک آمریکایی است .به گفته وی وزن بدن پس از خروج روح از بدنش به میزان 21 گرم کاهش پیدا میکند. چیزی که ما از دست می دهیم ارزش کمی آنچنانی ندارد.به گفته پل ریورز (شان پن)در صحنه پایانی فیلم به اندازه یک شکلات یا چند سکه 5 سنتی است .تاکید داستان توجه  به عنصر فراموش شده  وجود آدمی  است. «روح »  همان  عنصری است که تمام حس های انسانی بر روی آن نقش می بندند. 

خواندن دوباره دیالوگ های پایان فیلم از زبان پل ریور خالی از لطف نیست:

چقدر توی 21 گرم جا میشه؟ 

چقدر از دست می ره؟

چطور 21 گرم از دست می دیم؟ 

چقدر باهاشون می ره؟

چقدر بدست میاد؟ 

چه اندازه بدست میاد؟

میشه 21 گرم

وزن 5 عدد 5 سِنتی 

وزن یک مرغ مگس خوار

وزن یک شکلات 

چقدر 21 گرم وزن داره؟

 

 

 


پسا نویشت :

21گرم - آلخاندرو گونزالز اینیاریتو-2003