All four seasons

With her smile as sweet as a warm wind in summer
She's got me flying like a bird in a bright June sky
And then just when she thinks that I've got her number
Brings me down to the ground with her wintry eye
That's my baby
She can be all four seasons in one day

And when the nighttime comes with no interference
To our warm summer love with all it's charms
But like a thoroughbred horse she can turn on a sixpence
And I find that I'm back in Mistress Winter's arms
That's my baby
She can be all four seasons in one day

How will I know?
How can I tell?
Which side of the bed she takes when the day begins
She can be kind
She can be cruel
She's got me guessing like a game show fool

She can change her mind like she changes her sweaters
From one minute to the next it's hard to tell
She blows hot and cold just like stormy weather
She's my gift from the Lord or a fiend from hell
That's my baby
She can be all four seasons in one day

Watching the weatherman's been no good at all
Winter, spring, summer, I'm bound for a fall
There are no long term predictions for my baby
She can be all four seasons in one day

How will I know?
How can I tell?
Which side of the bed she takes when the day begins
She can be kind
She can be cruel
She's got me guessing like a game show fool

If it's a sunny day I take my umbrella
Just in case the raindrops start to fall
You could say that I'm just a cautious fellow
I don't want to be caught in a sudden squall
That's my baby
She can be all four seasons in one day
That's my baby
She can be all four seasons in one day


 


چهار فصل


با لبخندش که به گرمی  باد تابستان  می ماند

مرا همچون پرندهای به پرواز در آسمان صاف خرداد وا می دارد

و بعد همین که می بیند او را یافته ام

با نگاه سرد زمستانی اش مرا به زمین می کشاند

او عشق من است

می تواند در یک دم هر چهار فصل باشد

و هنگامی که شب بی دغدغه فرا می رسد

با تمام طنازی اش به عشق گرم تابستانی ما

ناگهان می تواند از این رو به آن رو شود

 و در می یابم که آغوشی سرد و یخ بسته قرار گرفته ام

او عشق من است

می تواند در یک دم هر چهار فصل باشد.

چه می دانم؟

چه بگویم؟

که او امروز از کدام دنده بلند شده است

ممکن است مهربان باشد

ممکن است سنگدل باشد

مرا واداشته است که بنشینم و جون بازی احمقانه ای حدس بزنم

به همان راحتی لباس عوض کردن تصمیمش را عوض می کند

دشوار  بتوان حتی یک دقیقه دیگرش را پیش بینی کرد

همچون توفانی مدام گرم و سرد می شود

گاهی مواهب الهی و گاهی عذاب جهنمی است

او عشق است

می تواند در یک دم هر چهار فصل باشد

دیدن اخبار آب و هوا فایده ای ندارد

زمستان و بهار و تابستان در محاصره پاییزم

پیش بینی بلند مدت برای محبوب من فایده ای ندارد

 او می توند در یک دم چهار فصل باشد

امروز آفتابی است اما چترم را برمی دارم چون ممکن است باران ببارد

شاید بگویی کمی محتاط هستم

ولی نمی خواهم به خاطر بارشی ناگهانی سرما بخورم

او عشق من است

می تواند دریک دم هر چهار فصل باشد

او عشق من است

می تواند در یک دم هر چهار فصل باشد

 

 

لینک ترانه

 

 

 

 

 

شناسنامه

شعر ترانه و آواز : گوردن متیو سامنر( استینگ) ١٩٩۶