به سجده نشسته لبانم چهار گوشه لب ات را

قنوت بسته  دو چشمم  فراخ نای  تن ات را

وضو گرفته تن من به  آب مستی چشم ات

شکست توبه و روزه ز بوسه بر قدم ات را

عسل چکیده ز گوشه کنار کندوی لعل ات

دلم خمار فتاده به گوشه چون  کله ات را

نهفته  زانوی سیمین به پیچ زلف پریش ات

 قدم رکوع نمودم  به حلقه ی  کمر ات را

ز عطر غنچه ی صبح دهانت ای نفس من

 فتاده حور و پریوش
به جنبش از فلک ات را

گرفته سینه نرمت تنم  به تنگی و گرمی

کنون به غسل خم می  بشویدم گنه ات را

 


مواظب بودم که نیفتم.

ولی حالا که افتادم ،

دوست دارم  سیب باشم.فرشته