- هیچ مردی قد حوا آدم نبود؟

 

مردی نبود به قدر حوا آدم

زین روست که از خلقت خود دلشادم

انگشت فرو کرد ملک در گل او

از آیت رحمتش چنین آزادم

گفتم ملکا می وجودم از توست

جان در ره خلقت نجیب ات دادم

گفتا چه دهی یا ندهی ربطی نیست

کاین بت تو هبل ساخته ای  از لات ا م

من روی نکو موی و میان ساخته تو

از بهر چه می زنی  به سر فریادم

گفتم قسم ات دهم به جان حوا

گر پاک کنی  لوح تنم  آزادم

گفتا تو چه مرگی به دل ات افتاده

خواجه کنم ات کنون دگر من رادم ؟

افتاد از این تشر چو لرزه به تنم

سر  سبز زبان سرخ  رها بربادم

گفتم نکنی کن فیکون ای دادا

من ژاژ  بگفته ام دگر  بی داد ام

 


حکایت

انگلیسی، فرانسوی،  ایرانی و آلمانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نگاه می کردند.

انگلیسیه میگه:

چه سکوتی، چه احترامی!! مطمئنم که اینا انگلیسی اند!
فرانسویه میگه:

اینا هم لختن، هم زیبا و هم در حال عشقبازی!!حتماً فرانسوی اند!
ایرانیه میگه:

نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکرمیکنن توی بهشتن!!! صد در صد ایرانی اند!

و البته آلمانیه میگه :

 قسمت های خوب زندگی اینها رو سانسور کردند. اگه نشون میدادند می فهمیدید اینها آلمانی اند.