موضوع انشاء :

فصل تابستان را چگونه می گذرونید؟

فصل تابستان خیلی خوب است . ما در فصل تابستان به توریست می رویم. ما معمولن هواپیمای توپولوف مولوتوف سوار می شویم.

ما می دانیم که اگرامروز یک پیرمردهزار  ساله-داداش بزرگ حضرت نوح-درشهر مقدس قم به علت  قبض روح  شدن بمیرد حداقل سه روز عزای عمومی اعلام می شود. ولی ما که بادی نیستیم که به این بید ها بلرزیم.

ما نمی دانیم که چرا هیچوقت عدد  آین هوندرت آخت اون زشت زیش بزرگتر از آینتس نمی شود. اما این را می دانیم  که یک بانوی ... محجبه مصری  مادر فرزندی خردسال  است که حالا باید غم جانسوز بی مادری  را تحمل کند برای همین تصمیم گرفتیم که برویم جلوی سفارتخانه دویچه  با لباس سیاه دست به اعتصاب غذا بزنیم تا حسابی آبروی سیستم قضایی آنها برود.

امروز فهمیدیم خون یکصدو شصت و هشت نفر انسان کم  ارزش تر از خون ریخته شده آن خواهر محترمه است .

 

 ولی نفهمیدیم چراکسی دیگر شعر ی برای کشته شدگان نمی سراید. چرا وب نویس ها خودشان را ... نمی دهند.آن آقای شاعر که در کانادا کوکا می نوشد و دائم نوستالژی غربت تخماتیک اش را به رخ می کشد چرا دیگر شعری در رثای زندگی و مرگ نمی سراید.آن هنرمند  و  جایزه بگیر چرا نمی روند دخیل فلان سازمان بشوند تا عقاید ریده ماتیک خود را بگوش جهانیان برسانند.

به هر حال از آنجا که همیشه باید یک نفر غیر از آقای راننده مقصر اعلام و محکوم بشود:

مرگ برانگلیس جهان دار.

پس ما نتیجه می گیریم که این بود انشای من.