همیشه بانو

«چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟

تو رخت زندان تن‌ات، وُ من تماشا کنم؟

تو رخت زندان تن‌ات، و من بمانم خموش؟

قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم

اگرچه تلخ است حق، نمی‌توانم نهفت

زبان از آن بایدم که آشکارا کنم»

«دوباره می‌سازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش

ستون به‌سقف تو می‌زنم، اگرچه با استخوان خویش»

«شلوار تاخورده دارد مردی که یک پا ندارد

خشم است و آتش نگاهش، یعنی تماشا ندارد»

 

آثار

  • سه‌تار شکسته (۱۳۳۰/۱۹۵۱)
  • جای پا (۱۳۳۵/۱۹۵۴)
  • چلچراغ (۱۳۳۶/۱۹۵۵)
  • مرمر (۱۳۴1/۱۹۶۱)
  • رستاخیز (۱۳۵۲/۱۹۷۱)
  • خطی ز سرعت و از آتش (۱۳۶۰/۱۹۸۰)
  • دشت ارژن (۱۳۶۲/۱۹۸۳)
  • گزینه اشعار (۱۳۶۷)
  • درباره هنر و ادبیات (۱۳۶۸)
  • آن مرد، مرد همراهم (۱۳۶۹)
  • کاغذین‌جامه (۱۳۷۱/۱۹۹۲)
  • کولی و نامه و عشق (۱۳۷۳)
  • عاشق‌تر از همیشه بخوان (۱۳۷۳)
  • شاعران امروز فرانسه {(۱۳۷۳) ترجمهفارسی از اثر پیر دوبوادفر،چاپ دوم :1382}
  • با قلب خود چه خریدم؟ (۱۳۷۵/۱۹۹۶)
  • یک دریچه آزادی (۱۳۷۴/۱۹۹۵)
  • مجموعه اشعار (۲۰۰۳)

      . یکی مثلا این که(2005)

 

/ 0 نظر / 11 بازدید